تبليغاتX
درويش نامه

درويش نامه

نيكنامي خواهي اي دل با بدان صحبت مدار

چون فرعون دعوي خدايي كرد جبرئيل به صورت بشر درآمد و از وي پرسيد : اگر خواجه اي غلامي را به درجه بلند برساند و او را جاه و مال دهد و او خواهد كه بر خواجه مهتر گردد جزاي او چيست ؟

فرعون گفت : جزاي او ان است كه او را در آب غرق كنند ! تاديگران عبرت گيرند !

از حضرت عزت ندا رسيد : اي جبرئيل اين فتوا را ياد دار تا ان روز كه او را به دريا كشيم !

+نوشته شده در پنجشنبه 20 فروردین1388توسط رابعه | |

·         كسي از شبلي پرسيد :

-         زكات 200 دينار چند دينار است ؟

گفت : از آن خود مي پرسي يا من ؟

گفت : مگر زكات دادن من و تو فرق دارد ؟

گفت : اگر تو دهي زكات آن 5 دينار است و اگر من دهم همه ي دويست دينار است !

+نوشته شده در جمعه 16 اسفند1387توسط رابعه | |

عنوان وبلاگ : عرفان خاكسار

درگاه : سلسله جليله خاكسار ابوترابي

سلسله جلیله خاکسار از همه خلق جهان رحمت حق ما را بس ----- نظر پیر ز پیدا و نهان ما را بس

آدرس : http://erfankhaksar.blogfa.com

پست الكترونيك : hjkh110@yahoo.com

نويسنده : فقير خاكسار

كادر درباره وبلاگ :

تمثال حضرت درویش خیر الحاج مطهر علیشاه فقرای خاکسار جلالی ابوتراب

اولين پست : جمعه چهاردهم تیر 1387 ، ساعت 13:44

آغاز به كار وبلاگ

یا علی مدد

ماه مبارک رجب آمده تا دلهای مجذوب را به ميهمانی شعبان ببرد.

رجب واقعاً ماه خداست. ماهی که تلنگری به دلت ميخورد که معبودت را چگونه می پرستی و....

خوشا به حال آنانکه رجب را از پيشگاه معبود شروع کردند و به سوی نور شتافتند.


هلال ماه رجب، زندگي و تولـدي دوباره را بـه عاشقان نويد مي دهد. ماه رجـب فصل جديدي در كتاب زندگي مي گشايد كه از عطر دل انگيز نيايش سرشار است. پيامبر رحمت (صلي الله عليه و آله) با ديدن هلال ماه مبارك رجب، دست به دعا بر مي داشت و پس از حمد و ثناي الهي، سي بار تكبير و لااله الا اللّه مي گفت و مي فرمود: ماه رجب، ماه استغفار براي امت من است. در اين ماه بسيار طلب آمرزش كنيد كه خداوند آمرزنده مهربان است.

در ماه رجب فرشته اي تا صبح اينگونه ندا مي دهد: خوشا به حال رجبيّون، خوشا به حال آنان كه والايي ماه رجب را دريافته اند، خوشا به حال آنان كه از بركت ماه رجب نصيبي اندوخته اند.

اولين نظر :

نويسنده : سالار

دوشنبه 24 تیر1387 ساعت: 1:4

درود
من 4سال تمام در یک خانقاه خاکسار خدمت کردم
من عاشقم درست مثل تو درویش
منو تنها نزار به من سر بزن به روز کردی خبرم کن
نویسا مانی
یا حق

وب سایت

يه نظرقشنگ:

نویسنده : درويش

سه شنبه 26 آذر1387 ساعت: 17:6

یا علی مدد http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif
فقیر نیز این عید سعید را بر شما و تمامی فقرا تبریک عرض می نمایم.
در کعبه ظهور کرد تا بر همه کس / معلوم شود که صاحب خانه علیست
التماس دعا http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gifhttp://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif

وب سایت

طولاني ترين نظر:

نویسنده: فقیر

شنبه 9 شهریور1387 ساعت: 19:56

هو
ورق می خورد شب ، با پنجه ی تقدير در باران
ومی رقصيد عطر ِ كال ِ كاج ِ پير در باران
نگاه ِ بـِركه ، سرشارازتب ِ رويای وارونه
ومی روييد از ژرفای آن تصوير در باران
ميان ِ چشم ها مانده ست سرگردان ، هزاران سال
خمار ِ خواب های خيس وبی تعبير در باران
دل ويك گوشوار ِ كاغذی ، انگيزه ی بودن
ومن ، باران نديده ، دختری دلگير د ر باران
صدای خيس ِ مردی درگلوی تار می روئيد
كسی مثل خودم، مثل خودش درگير در باران
به جرم ِ بی گناهی ، دارهای چشم ها می دوخت
به سرتاپای من ، يك درد ِ دامنگير در باران
غمی كم كم خودش را دررگ ِ ديوانه ام می ريخت
جنون بود وتب ِ رقاصی ِ زنجير در باران
جنون بودآن شب وآئينه ای صد پاره دردستم
ومن حل می شدم با آيه ی تكثير در باران
یا حق http://www.blogfa.com/cmt/images/20.gifhttp://www.blogfa.com/cmt/images/20.gif

وب سایت

در اين جا چه مي گذرد :

تا اين لحظه 31 نفر در اين وبلاگ نظر داده اند و در مجموع 49 ثبت شده

كه بنده با 5 نظر ركورددارم

982 بار از اين وبلاگ بازديد شده

20 پست بر روي صفحه وبلاگ رفته

پركارترين ماه ، تير ماه با 9 پست بوده

+نوشته شده در چهارشنبه 30 بهمن1387توسط رابعه | |

مي خواستم هر چند وقت يه بار يكي از وبلاگ هايي رو كه در همين نزديكي است معرفي كنم البته حتما توي معرفي كردن اشتباه هايي هم خواهم داشت لطفا اگر ديد حتما به من خبر بديد

يا حق

+نوشته شده در چهارشنبه 30 بهمن1387توسط رابعه | |

نور را پيموديم شدت طلا را درنوشتيم

افسانه را چيديم و پلاسيده فكنديم

كنار شن زار ، آفتابي سايه بار ، ما را نواخت . درنگي كرديم

بر لب رود پهناور رمز ، رويا ها را سر برديم

ابري رسيد ، و ما ديده فرو بستيم

ظلمت شكافت ، زهره را ديديم ، و به ستيغ بر آمديم

آذرخشي فرود آمد ، و ما را در نيايش فرو ديد

لرزان ، گريستيم . خندان ، گريستيم .

رگباري فرو كوفت : از در همدلي بوديم .

سياهي رفت ، سر به ابي آسمان سوديم ، در خور آسمان ها شديم .

سايه را به دره رها كرديم . لبخند را به فراخناي تهي فشانديم .

سكوت ما به هم پيوست ، و ما ما شديم .

تنهايي ما تا دشت طلا دامن كشيد .

آفتاب از چهره ما ترسيد .

دريافتيم و خنده زديم .

نهفتيم و سوختيم

هر چه تنهاتر

از ستيغ جدا شديم

من به خاك آمدم و بنده شدم

تو بالا رفتي و خدا شدي ....                                       "سهراب سپهري"

+نوشته شده در چهارشنبه 30 بهمن1387توسط رابعه | |

سلام

يه سوال

خدا رو چه جوري مي بينيد ؟

حتما به اين سوال جواب بديد

+نوشته شده در سه شنبه 22 بهمن1387توسط رابعه | |

  اي كه مي پرسي نشان عشق چيست            عشق چيزي جز ظهور مهر نيست

          عشق يعني دل تپيدن بهر دوست            عشق يعني جان من قربان دوست

         عشق يعني گل به جاي خار باش              پل به جاي اين همه ديوار باش

               در ميان اين همه غوغا و شر              عشق يعني كاهش رنج بشر

        عشق يعني تشنه اي خود نيز اگر              واگذاري آب را بر تشنه تر

            عشق يعني ساقي كوثر شدن             بي پر و بي پيكر و بي سر شدن

     نيمه شب سرمست از بانگ خروش              در به در نبان خرما روي دوش

        عشق يعني خويشتن را نان كني              دردي از درمانده اي درمان كني

      عشق يعني نان ده و از دين مپرس              در مقام بخشش از آئين مپرس

        هر كسي را كه خدايش جان دهد             آدمي بايد كه او را نان دهد

                 گاه بر بي احترامي احترام              بخشش و مردي به جاي انتقام

         اي دلاور دل به دست آورده باش              در دل آزرده منزل كرده باش

        عشق را ديدي خودت را خاك كن              سينه ات را در حضورش چاك كن

            عشق آمد خود را گم كن عزيز             قوتت را قوت مردم كن عزيز

             دين نداري مردمي آزاده باش             هر چه بالا مي روي افتاده باش

        هر كجا عشق آيد و ساكن شود              هر چه ناممكن بُود ممكن شود

  در جهان هر كار خوبي ماندني است           رد پاي عشق در آن ديدني است

+نوشته شده در جمعه 11 بهمن1387توسط رابعه | |

پير طريقت گفت :

از اين جا است كه عارف طلب از يافتن يافت ، نه يافتن از طلب

و سبب از معني يافت ، نه معني از سبب

مطيع طاعت از اخلاص يافت ، نه اخلاص از طاعت

گناهكار را گناه از عذاب رسيد ، نه عذاب از گناه ...

+نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1387توسط رابعه | |

پير طريقت گويد :

فردا در موقف حساب اگر مرا نوايي بود و سخن را جائي بود گويم :

بار خدايا ! از همه چيز كه دارم در يكي نگاه كن ،

نخست در سجودي كه هرگز جز تو  كسي را از دل نخواست ،

دوم تصديقي كه هر چه گفتي گفتم راست ،

سوم چون نسيم كرمت برخاست دل و جان من جز تو را نخواست ...

+نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1387توسط رابعه | |

پير طريقت گفت :

دو گيتي در سر دوستي است ، و دوستي در سر دوست ، اكنون نمي توانم گفت كه او است !

چشمي دارم همه پر از صورت دوست                  با ديده مرا خوش است تا دوست در اوست

از ديده و دوست فرق كردن نه نكوست                 يا او است به جاي ديده يا ديده خود اوست

+نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1387توسط رابعه | |

پير طريقت گفت :

خداوندا ! نام تو ما را جواز . مهر تو ما را جهاز ، شناخت تو ما را امان . و لطف تو ما را عيان .

خداوندا ! ضعيفان را پناهي . قاصدان را بر سر راهي و مؤمنان را گواهي .

چه عزيز است آن كس كه تو او را خواهي ...

+نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1387توسط رابعه | |

بسم الله الرحمن الرحيم ؛

نزد اهل عرفان : ب بهار خدا ، سين سناي خدا ، ميم ملك خدا .

نزد اهل معرفت : ب بهاي احديت ، سين سناي صمديت ، ميم ملك الوهيت .

بهاء او قديم  ، سناء او كريم  ، ملك او عظيم .

بهاء او با جلال ، سناء او با جمال ، و ملك او بي زوال .

 بهاء او دلربا ، سناء او مهر افزا ، ملك او بي فنا .

دنيا به نام خدا خوش است و عقبي به عفو او و بهشت به ديدار او .

 در دنيا اگر نه پيغام و نام خدا بودي بنده را چه جاي منزل بودي .

 و در عقبي اگر نه عفو و كرمش بودي ، كار بنده مشكل بودي .

 در بهشت اگر نه ديدار دل افروز او بودي شادي درويش چه بودي ؟

خدايا !

به نشان تو بينندگانيم

به شناخت تو زندگانيم

به نام تو آبادانيم

به ياد تو شادانيم

به يافت تو نازانيم

مست از جام مهر تو مائيم

صيد عشق در دام تو مائيم ...

+نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1387توسط رابعه | |

اي پيش رو از هر چه به خوبي است ، جلالت           اي دور شده آفت نقصان ، ز كمالت

دوستان عزيز مطالب "پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت" تماما از كتاب "تفسير ادبي عرفان قر آن مجيد" از خواجه عبدالله انصاري هست .

هميشه برقرار باشيد ، يا علي مدد  

+نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1387توسط رابعه | |

درويش بايد كم خور و كم خواب باشد زيرا پرخوري چند عيب دارد

اول شهوت ، دوم غفلت ، سوم معصيت ، چهارم كاهلي درادا فرائض .

و كم خوري نيز داراي محسناتي سه گانه است

اول صحت مزاج ، دوم اطاعت امرالله ، سوم حكمت الهي .

+نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1387توسط رابعه | |

درويش را بايد پنج خصلت را دارا باشد

اول قناعت

دوم دل را آئينه وار صاف و قلب را مصفا دارد

سوم به قدر قوه خود سخاوتداشته باشد .

چهارم با وقار و با حرمت باشد .

پنجم عالم و عابد باشد .

هر كس كه بدين پنج خصائل باشد درياب ورا گير كه او درويش است

+نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1387توسط رابعه | |

سالك راه حق آن چه بد و خوب ببيند شكايت از كسي ندارد مثل آفتاب تابنده و مانند ماه دونده و آب وار سرازير و مانند خاك زمين پايمال است .

+نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1387توسط رابعه | |

درويش پنج حرف است

د ، دينداري و از دنيا گذشتن دهان از حرام بستن و با داده خدا ساختن .

ر ، راضي به رضاي حق بودن و روزي حلال خواستن .

و ، وداع از وجود خود كردن ولايت حضرت مولا علي عليه السلام را به جان و دل خريدن .

ي ، يكدل و يك رنگ بودن .

ش ، شهادت به وحدانيت حق تعالي و نبوت حضرت پيغمبر خاتم و ولايت حضرت مولا داشتن و شك و شبهه در دل نداشتن .

+نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1387توسط رابعه | |

درويش را چهار مقام در پيش است .

اول شريعت ، دوم طريقت ، سوم حقيقت ، چهارم معرفت

شريعت را پنج حرف است .

ش ، شرايط شريعت را به جا آوردن . ر ، راضي به رضاي حق بودن . ي ، ياد حق بودن . ع ، عبادت كردن . ت ، تقوي داشتن

طريقت نيز پنج حرف است .

ط ، طاهر و با طهارت بودن . ر ، روزي را روز به روز خواستن . ي ، به ياد مرگ بودن . ق ، قانع و با قناعت بودن . ت ، ترك لذات دنيوي كردن .

حقيقت نيز پنج حرف است .

ح ، حق شناسي و حلال و حرام دانستن . ق ، قاتل نفس خود بودن است . ي ، به ياد خدا بودن است . ق ، قبول قرآن نمودن است . ت ، توكل به حضرت حق داشتن .

معرفت نيز داراي پنج حرف است .

م ، متذكر به ذكر حق و مستغرق بحر محبت مولا بودن . ع ، عيب پوشي خلق و عاري از لاف و گزاف بودن . ر ، رئوف و دل رحم بودن . ف ، فرق حلال و حرام دانستن . ت ، تولا و تبرا داشتن و ترك دنيا نمودن .

+نوشته شده در شنبه 5 بهمن1387توسط رابعه | |

شرط مابين مريد و مرشد چيست ؟

ارادت به هادي راه و هزار و يك روز در خدمت مرشد خود از روي اخلاص كمر خدمت بسته و بدون اجازه مرشد به هيچ عملي اقدام ننموده و از خدمتگزاري و دستورات فقر غفلت نورزد .

منظور از هزار و يك روز در خدمت چيست ؟

منظور هزار و يك نام باريتعالي است .

كه در هر روز به يكي از نام هاي حضرت حق در نتيجه ي خدمت درك فيوضات آن را خواهيم كرد .

+نوشته شده در شنبه 5 بهمن1387توسط رابعه | |

چهارده چيز درگشودن است .

گره از جبين به روي خلق ، درب خانه بر روي مهمان ، سفره طعام بر روي خاص و عام ، چشم بصيرت و محبت ، گوش به كلام مرشد و علما و بزرگان ، زبان به ذكر حق و محبت خلق ، درب جيب و كيسه جهت بذل و بخشش در راه حق ، خانه دل بر روي محبوب ازلي ، نرمي و محبت با زيردستان ، اطاعت و طاعت و وفا به قول خود ، فكر در حقايق اشيا ، قدم نهادن در كارهاي خير ، دست به گره گشايي كار خلق .

+نوشته شده در شنبه 5 بهمن1387توسط رابعه | |